تبلیغات
 آخرین سردارعشق (پایگاه شهید سید مصطفی خمینی -قم)
 آخرین سردارعشق (پایگاه شهید سید مصطفی خمینی -قم)
 ذکر تعجیل فرج رمز نجات بخش بشر است ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


آه می کشم تو را , با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا , ای کرامت بهار

در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند
کاروانی از شهید , کاروانی از بهار

ای بهار مهربان , در مسیر کاروان
گل بپاش و گل بپاش , گل بکار و گل بکار

بر سرم نمی کشی , دست مهر اگر , مکش
تشنه محبتند , لاله های داغ دار

دسته دسته گم شدند , مهره های بی نشان
تشنه تشنه سوختند , نخل های روزه دار

می رسد بهار و من , بی شکوفه ام هنوز
آفتاب من , بتاب ! مهربان من , ببار !

خداحافظ ای بی پلاک

مدیر وبلاگ :سجاد دباغیان
مطالب اخیر
نظرسنجی
شما چگونه به یاد آقا امام زمان هستید؟











برچسبها

/ بسمه تعالی /

عازم یک سفرم

سفری دور به جایی نزدیک

سفری از خودم من تابه خودم

مدتی هست نگاهم به تماشای خداست وامیدم به خداوندی اوست

رمضان آمد وآهسته صدا کرد مرا

مستعد سفر شهر خدا کرد مرا

از گلستان کرم طرفه نسیمی بوزید

که سراپای پراز عطر وصفا کرد مرا

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ،ماه بارش باران رحمت الهی مبارک





نوع مطلب :
برچسب ها : فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، ماه بارش باران رحمت الهی مبارک، ماه رمضان سفر عشق، سفر عشق، حلول ماه رمضان، عازم یک سفرم، سفری دور به جایی نزدیک،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 18 تیر 1392
 
ایشان معتقد بودند که سیر و سلوک تدریجی و مرحله ای است. نباید انسان بپندارد که با یک ریاضت و عبادت در مدت کوتاهی، می توان نتیجه گرفت. می گفتند راه طولانی است و باید استواری و صبوری کرد تا به نتیجه رسید. ایشان از صاحب مکتبشان آسید علی قاضی و او از ملاحسینقلی همدانی نقل می فرمودند که تا انسان گناه می کند درهای ملکوت به روی او باز نمی شود. راه رسیدن به ملکوت، ترک گناه است.

 

 

روش سلوکی و تربیتی آیت الله بهجت(ره)

 

............

........

......

...

.

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 17 تیر 1392

ماه شعبان المعظم از جمله ماه های خاص بزرگان ما بوده است که برای اثبات آن همین بس که حضرت رسول آن را ماه خودش دانسته است حال دگر به انتهای مسیر تقرب الهی در این ماه رسیده ایم پس باید این فرصت نهایی و طلایی را از دست ندهیم باتوجه به روایت منقول از امام صادق مبنی بر اینکه

هر کس سه روزِ آخر شعبان را روزه بدارد و آن‌ها را به ماه رمضان متّصل کند، خداوند برای او پاداش روزه دو ماه پیاپی را می‌نویسد.

پس بیایید جزء این دسته از مومنین باشیم

السابقون السابقون ،اولئک المقربون

التماس دعا





نوع مطلب :
برچسب ها : ماه شعبان، در انتهای مسیر، در انتهای مسیر تقرب الهی، روایت امامان در مورد شعبان،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 13 تیر 1392

آشنایی با شهید محمد معماریان ازشهدای خیابان چهارمردان قم

 

 

خاطره ای از مادرشهید:

« محرم حدود 20 سال پیش بود که تو یه اتفاق پام ضربه شدیدی خورد ، طوریکه قدرت حرکت نداشتم . پام رو آتل بسته بودند . ناراحت بودم که نمی تونستم تو این ایام کمک کنم . نذر کرده بودم که اگه پام تا روز عاشورا خوب بشه با بقیه دوستام دیگ های مسجد را بشورم و کمکشون کنم . شب عاشورا رسیده بود و هنوز پام همونطور بود . از مسجد که به خونه رفتم حال خوشی نداشتم . زیارت را خوندم و کلی دعا کردم . نزدیکی های صبح بود که گفتم یه مقدار بخوابم تا صبح با دوستام به مسجد برم . تو خواب دیدم تو مسجد ( المهدی ) جمعیت زیادی جمع هستند و منم با دو تا عصا زیر بغل رفته بودم . یه دسته عزاداری منظم ، داشت وارد مسجد می شد . جلوی دسته ، شهید سعید آل طه داشت نوحه می خوند .

با خودم گفتم : این که شهید شده بود ! پس اینجا چیکار می کنه ؟! یه دفعه دیدم پسرم محمد هم کنارش هست . عصا زنان رفتم قسمت زنونه و داشتم اینها رو نگاه می کردم که دیدم محمد سراغم اومد و دستش را انداخت دور گردنم .

بهش گفتم : مامان ، چقدر بزرگ شدی !
گفت : آره ، از موقعی که اومدیم اینجا کلی بزرگ شدیم .

دیدم کنارش شهید آزادیان هم وایساده . آزادیان به من گفت : حاج خانوم ! خدا بد نده.  محمد برگشت و گفت : مادرم چیزیش نیست . بعد رو کرد به خودم و گفت : مامان ! چیه ؟ چیزیت شده ؟ گفتم : چیزی نیست ؛ پاهام یه کم درد می کرد ، با عصا اومدم . محمد گفت : ما چند روز پیش رفتیم کربلا . از ضریح برات یه شال سبز آوردم . می خواستم زودتر بیام که آزادیان گفت : صبر کن که با هم بریم . بعد تو راه رفته بودیم مرقد امام (ره) . گفتیم امروز که روز عاشورا است اول بریم مسجد ، زیارت بخونیم بعد بیایم پیش شما . بعد دست هاشو باز کرد و کشید از سر تا مچ پاهام ؛ بعد آتل و باند ها رو باز کرد و شال سبز را بست به پام و بعدش هم گفت : از استخونت نیست ؛ یه کم به خاطر عضله ات است که اون هم خوب می شه.

از خواب بیدار شدم ، دیدم واقعیت داره ؛ باند ها همه باز شده بودند و شال سبزی به پاهام بسته شده بود . آروم بلند شدم و یواش یواش راه رفتم . من که کف پام را نمی تونستم رو زمین بذارم حالا داشتم بدون عصا راه می رفتم . رفتم پایین و شروع به کار کردم که دیدم پدر محمد از خواب بیدار شده ؛ به من گفت : چرا بلند شدی ؟ چیزی نمی تونستم بگم . زبونم بند اومده بود . فقط گفتم : حاجی ! محمد اومده بود . اونم اومد پاهام رو که دید زد زیر گریه . بعد بچه ها رو صدا کرد . اونا هم همه گریه شون گرفته بود . این شال یه بویی داشت که کلّ فضای خونه رو پر کرده بود . مسجد هم که رفتیم کلّ مسجد پر شده بود از این بو . رفتم پیش بقیه خانوم ها و گفتم : یادتونه گفته بودم اگه پاهام به زمین برسه صبح میام . اونا هم منقلب شده بودند . یه خانومی بود که میگرن داشت . شال رو از دست من گرفت و یه لحظه به سرش بست و بعد هم باز کرد ، از اون به بعد دیگه میگرن اذیتش نکرده . مسجدی ها هم موضوع را فهمیده بودند . واقعاً عاشورایی به پا شده بود . بعد ها این جریان به گوش آیت الله العظمی گلپایگانی (ره) رسید . ایشون هم فرموده بودند : که اینها رو پیش من بیارید . پیش ایشون رفتم ، کنار تختشون نشستم و شال رو بهشون دادم . شال رو روی چشم و قلبشون گذاشتند و گفتند : به جدّم قسم ، بوی حسین (ع) رو می ده . بعد به آقازاده شون فرمودند : اون تربت رو بیارید ، می خوام با هم مقایسه شون کنم . وقتی تربت رو کنار شال گذاشتند ، گفتند که این شال و تربت از یک جا اومده . بعد آقا فرمودند : فکر نکنید این یه تربت معمولیه . این تربت از زیر بدن امام حسین (ع) برداشته شده ، مال قتلگاه ست ، دست به دست علما گشته تا به دست ما رسیده . بعد ادامه دادند : شما نیم سانت از این شال رو به ما بدید ، من هم به جاش بهتون از این تربت می دهم . بهشون گفتم : آقا بفرماید تمام شال برای خودتان . ایشون فرمودند : اگه قرار بود این شال به من برسه ، خدا شما رو انتخاب نمی کرد . خداوند خانواده شهداء رو انتخاب کرد تا مقامشون رو به همه یادآور بشه ... اگر روزی ارزش خون شهدای کربلا از بین رفت ، ارزش خون شهدای شما هم از بین می ره . بعد هم نیم سانت از شال بهشون دادم و یه مقدار از اون تربت ازشون گرفتم .

این خاطره  در مناطق جنوب توسط مادر شهید بیان شد و سپس آبی که از تربت و شال سبز بود را به ما داد و بفرموده آیت الله گلپایگانی این آب شفای هر بیماری است واگر یک قطره آن در دریایی ریخته شود هرگز خاصیت خود را از دست نمی دهد.واین آب تابحال شفای بسیاری از بیماران بوده ....





نوع مطلب :
برچسب ها : خاطره ای از مادرشهید:، آب متبرک امام حسین شفای هربیماری، آشنایی با شهید محمد معماریان ازشهدای خیابان چهارمردان قم، معجزه فرزند شهید بعد از شهادت،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 1 تیر 1392

پاسخ امام خمینی به سؤال آیت‌الله خامنه‌ای

این مناجات شعبانیّه یك تحفهاى است كه در اختیار ما قرار داده شده است. خب ما دعا خیلى داریم، همهى این دعاها هم پر از مضامین عالى است، امّا بعضى یك برجستگى خاصّى دارند. من از امام بزرگوار رضوان‌الله‌علیه سؤال كردم، گفتم در میان این دعاهایى كه از ائمّه علیهم‌السّلام رسیده است، شما به كدام دعا بیشتر علاقهمندید و دلبستهاید؟ فرمودند به دعاى كمیل و مناجات شعبانیّه؛ به این دو دعا. امام یك دلِ متوجّه به خدا بود، اهل توسّل بود، اهل تضرّع بود، اهل خشوع بود، اهل اتّصال با مبدأ بود؛ وسیلهى بهتر در چشم او، این دو دعا بود: دعاى كمیل، مناجات شعبانیّه. وقتى انسان مراجعه میكند به این دو دعا، دقّت میكند، مىبیند چقدر هم شبیه همند این دو دعا؛ شباهتهاى زیادى به هم دارند؛ مناجات انسان خاشع، مناجات انسان متوكّل به خدا؛ كَاَنّى بِنَفسى واقِفَةٌ بَینَ یَدَیك، وَ قَد اَظَلها حُسنُ تَوَكُّلى عَلَیك، فَقُلتَ ما اَنتَ اَهلُه، وَ تَغَمَّدتَنى بِعَفوِك؛ امید، امید به مغفرت الهى، به رحمت الهى، به توجّه الهى، بلندهمّتىِ در درخواست از پروردگار؛ اِلهى هَب لى كَمالَ الانقِطاعِ اِلَیك، و اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضیاءِ نَظَرِها اِلَیك.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم

       

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : اعیاد شعبانیه، مناجات شعبانیه، پاسخ امام خمینی به سؤال آیت‌الله خامنه‌ای در مورد مناجات شعبانیه، پاسخ امام خمینی به سؤال آیت‌الله خامنه‌ای،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 29 خرداد 1392
دل نوشته ای از همسنگر شهدا:
رگبار مصائب دنیا بر مادرمان مرا به توصیف ثانیه های دل خراشی موج می دهد چه بسا کم می شود، صبر وطاقت شیعه اجازه توصیف آنهارا به ما بدهد.رگباری که دل مادرمان را به تپش های تند وتیزی سوق داد.
او یگانه کسی بود که افتخار شناخت ودرک شیر مرد میدان جنگ راکسب نمود.
آری او تنها توانست غم خوار علی باشد. که به سبب آن طوفان سهمگینی بر قلب مادرمان نشانده شد.
آن طوفانی که شعله آتشی را در دل شیعیان جهان فروزان کرد.که هرگز این شعله خاموش نخواهد شد.
چه بساروزبه روز که می گذردشعله ورترخواهد شد.مادرم شعله دل مااز آتش بردرخانه علی انرژی می گیرد.
کوچه های مدینه نمایان گر مصائب تو خواهند بود.اگر چه قطره ای از دریای مصائبند!
مادرم یا زهرا اگر در آخرت شفیع من هم نشدی اشکالی ندارد ولی به من بگو که دردپهلوی شما و....
درمان یافت.
می دانم امروز آقا مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) اشک خون غربت مادر درچشم هایش حلقه می زند.
یابن الحسن آقای ما مصیبت مادر تنها با عرض تسلیت تمام نخواهد شد.....



شهادت مادر شیعیان را به تمام شیعان جهان تسلیت عرض می نماییم.
التماس دعا





نوع مطلب : دل نوشته، مذهبی، فرهنگی، 
برچسب ها : آقامون عزادار شد، دل نوشته فاطمییه، درد پهلوی مادر ما، شهادت مادر شیعیان را به تمام شیعان جهان تسلیت عرض می نماییم.، دل نوشته ای از همسنگر شهدا:، اشک خون غربت مادر درچشم هایش حلقه می زند، شعله دل مااز آتش بردرخانه علی انرژی می گیرد.،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 فروردین 1392
 

                                      بسم رب الشهدا

پیش پای شما چندی پیش رفتیم همان جایی که امام برحقمان سید علی خامنه ای قطعه ای از بهشت پنداشتند و عید دیدنی شهدا و تصمیم برای نوشتن یک دل نوشته را گرفتم :

آمدنم تپش آور بود،اقیانوس دلم پراز تلاطم شد ،لحظه ای که در کانال کمیل با پروانگانم دلم شوق پرواز می گیرد

دگر اقیانوس دلم تکبر می کند که آرام شده است آری آرام ،آرام تراز همیشه

دگر فکر دنیا اقیانوس دلم را موج آور نخواهد کرد

آنگاه که خورشید فتح المبین طلوع کرد احساسم مرابه آرامش دعوت کرد

وآنگاه که خورشید طلائیه غروب کرد احساسم مرا به طوفانی سهمگین دعوت کرد

سهمگینی دلم از پرکشیدن آنها موج می گرفت و میدان مغناطیسی دلم دگر خاصیتی برای پرواز نداشت.

آنها خسته بودن خسته دنیایی پرجنب جوش ولی دگر خسته نیستند ،خیلی آرام پرکشیدن و پروانه شدن

التماس دعا





نوع مطلب : دل نوشته، فرهنگی، خاطرات من و پایگاه ما، 
برچسب ها : شهدا مظهر شرافت و مردانگی، عید دیدنی ما؟، آمدنم تپش آور بود، شلمچه، فکه، طلائیه، کانال کمیل،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 فروردین 1392

                                                                   چرا در آخر الزمان قم امن ترین مکان است ؟

پاسخ :
مرحوم حاج شیخ عباس قمی(صاحب مفاتیح الجنان) در کتاب سفینة البحار(ج
۷، ذیل حرف ق) به نکاتی پیرامون قم و ویژگیهای آن پرداخته و به روایاتی اشاره کرده است که به امن بودن این منطقه توجه شده است. از امام صادق(ع) روایت شده است: اگر مصیبت بر شما وارد شد بر شما باد به قم که آنجا مأمن فاطمیون است.


شاید ویژگیهای ذیل باعث شده است که شهر مقدس قم دارای چنین جایگاهی باشد:

الف. مدفن کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س)؛
ب. مدفن بسیاری از علما و فقها و اولیای بزرگ الهی؛
ج. لقب قم از پیامبر گرامی(ص) اخذ شده است که در شب معراج با دیدن شیطان در این سرزمین با لفظ قم او را از اینجا راند.
د. شهر اهل بیت می باشد با توجه به ولایت مداری مردم این سرزمین از امام صادق(ع) نقل شده است: برای ما اهل بیت حرمی است که آن شهر قم است. (سفینة البحار).
هـ . قم مرکز علم اهل بیت و صدور آن به عالم است. از امام صادق(ع) نقل شده است: به زودی کوفه از مؤمنین خالی می شود و جمع می شود(مخفی می شود) علم از آن همان گونه که مار در سوراخ خود مخفی می شود، سپس ظاهر می شود علم به شهری که به آن قم می گویند و می گردد معدن علم و فضل.(سفینة البحار).
و. اهالی قم هنگام ظهور، همراهان و یاوران امام مهدی(ع) هستند. از امام صادق(ع) نقل شده است: قم را قم نامیدند زیرا اهل آن با قائم آل محمد(ع) جمع می شوند و با او قیام می کنند و بر او استفامت و پایداری میورزند و او را یاری و نصرت می کنند. (سفینة البحار).
ز. یکی از درهای بهشت برای اهل قم است. از امام رضا(ع) نقل شده است: برای بهشت هشت در است و یکی از آنها برای اهل قم است، پس خوشا به حال انها، پس خوشا به حال انها، پس خوشا به حال انها.
هر چند همه ویژگیها در جای خود بسیار مهم و ارزشمند است اما نکته پنجم جایگاه خاصی دارد، زیرا منادی کامل و واقعی دین اسلام در دوران سخت و سنگین غیبت و صدور آن به جهان و آشنا کردن مردم با حقیقت دین، حوزه علمیه قم است و خداوند و امام عصر(ع) این ندا و دعوتگر را رها نمیکند. با صدور دین و معارف مهدویت است که مردم آمادگی بیشتر برای ظهور پیدا می کنند.

ولادت باسعادت امام جعفر صادق علیه السلام ونبی اکرم بهانه خلقت وقرآن ناطق را به ساحت مقدس امام زمان وشعیان آن حضرت تبریک عرض می کنم.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : چرا در آخر الزمان قم امن ترین مکان است ؟، قم، یاوران امام زمان در قم، امام زمان ویاورانش در قم،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 9 بهمن 1391
          
جمعه 6 بهمن 1391

سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگویم زكم و بیش
چون آینه خو كرده به حیرانی خویشم

لب باز نكردم به خروشی و فغانی
من محرم راز دل طوفانی خویشم

یك چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمریست پشیمان زپشیمانی خویشم

از شوق شكرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان زگران جانی خویشم

بشكسته‌تر ازخویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هر چند امین، بسته دنیا نیم اما
دلبسته یاران خراسانی خویشم

شعری از فرمانده برحقمان، رهبری عزیزمان ، سید علی خامنه ای





نوع مطلب :
برچسب ها : شعری از فرمانده برحقمان، رهبری عزیزمان، سید علی خامنه ای، بسته دنیا نیم اما، یك چند پشیمان شدم از رندی و مستی، عمریست پشیمان زپشیمانی خویشم، شعری از آقا خامنه ای من محرم راز دل طوفانی خویشم،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 دی 1391


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
اوقات شرعی

���� ��� ������ ����� ��
روزشمار فاطمیه<