تبلیغات
 آخرین سردارعشق (پایگاه شهید سید مصطفی خمینی -قم) - مطالب دل نوشته
 آخرین سردارعشق (پایگاه شهید سید مصطفی خمینی -قم)
 ذکر تعجیل فرج رمز نجات بخش بشر است ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


آه می کشم تو را , با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا , ای کرامت بهار

در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند
کاروانی از شهید , کاروانی از بهار

ای بهار مهربان , در مسیر کاروان
گل بپاش و گل بپاش , گل بکار و گل بکار

بر سرم نمی کشی , دست مهر اگر , مکش
تشنه محبتند , لاله های داغ دار

دسته دسته گم شدند , مهره های بی نشان
تشنه تشنه سوختند , نخل های روزه دار

می رسد بهار و من , بی شکوفه ام هنوز
آفتاب من , بتاب ! مهربان من , ببار !

خداحافظ ای بی پلاک

مدیر وبلاگ :سجاد دباغیان
مطالب اخیر
نظرسنجی
شما چگونه به یاد آقا امام زمان هستید؟











برچسبها




نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : روزی که ایمانمان سقوط کند...،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 بهمن 1394

مادر شهیدی که اشک امام خمینی را در آورد

چه کسی میتواند ادعا کند که در تاریخ معاصر جهان رهبری به عظمت و بزرگی و محبوبیت امام خمینی (ره) بر مردم کشورش رهبری نموده باشد؟

عکس اول را در آورد: این پسر اولم محسن است.
عکس دوم را گذاشت روی عکس محسن: این پسر دومم محمد است، دوسال با محسن تفاوت سنی داشت.
عکس سوم را آورد و گذاشت روی عکس محمد؛ رفت بگوید این پسر سومم.. سرش را بالا آورد، دید شانه های امام(ره) دارد می لرزد..
امام(ره) گریه اش گرفته بود..
فوری عکسها را جمع کرد زیر چادرش و خیلی جدی گفت:
چهارتا پسرم رو دادم که اشکتو نبینم...






نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : مادر شهیدی که اشک امام خمینی را در آورد چه کسی میتواند ادعا کند که در تاریخ معاصر جهان رهبری به عظمت و بزرگی و محبوبیت امام خمینی (ره) بر مردم کشورش رهبری نموده باشد؟ عکس اول را در آورد: این پسر اولم محسن است. عکس دوم را گذاشت روی عکس محسن: این پسر دومم محمد است، دوسال با محسن تفاوت سنی داشت. عکس سوم را آورد و گذاشت روی عکس محمد؛ رفت بگوید این پسر سومم.. سرش را بالا آورد، دید شانه های امام(ره) دارد می لرزد.. امام(ره) گریه اش گرفته بود.. فوری عکسها را جمع کرد زیر چادرش و خیلی جدی گفت: چهارتا پسرم رو دادم که اشکتو نبینم...،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 بهمن 1394

امید ایران صفر- امید ژاپن 3

حسرت المپیک‌مان 44 ساله شد/ المپیک کجایی، دقیقا کجایی؟

تیم فوتبال امید ایران در وقت‌های اضافه مقابل ژاپن شکست خورد تا حسرت حضور در المپیک برای فوتبال کشورمان 44 ساله شود.

خبرگزاری فارس: حسرت المپیک‌مان 44 ساله شد/ المپیک کجایی، دقیقا کجایی؟




ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : تیم فوتبال امید ایران، مرحله یک چهارم نهایی مقدماتی، المپیک کجایی، دقیقا کجایی؟، امید ایران نا امید شد.....،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 بهمن 1394

چندی پیش در کنار جوار حرم حضرت معصومه بانوی کرامت شاهد هتک حرمت خدمتکاران استان بودیم .که ناگهان اقدامی سرخود وسرکشانه از جانب شهرداری استان قم که شنیده می شود به دستور استانداری انجام گشته که بسیار ننگ آور بود رخ داد به این شرح :

عالم بزرگوار مرحوم میرزا حسن کاشفی لاهیجی که مقبره ایشان در مقابل پاساژکویتی ها از قدیم الایام وجود داشت .
لازم به ذکر است، در زمان رژیم پهلوی که خیابان ارم ساخته شد، ناگهان کارگران به جسد سالمی مقابل قبرستان شیخان برخوردند که با رجوع به مرحوم حضرت آیت الله مرعشی نجفی - نسابه بزرگ عالم اسلام- نسب این عالم ربانی توسط معظم له تعیین و تایید گردید.در آن زمان به پاس احترام مرجعیت و جنازه ای که سال ها سالم مانده بود، قرار شد سنگ قبر بلندتری از زمین برای ایشان درست کنند و تاکنون این سنگ قبر برای هر عابری قابل زیارت بود.
این کارگران سنگ قبر این عالم ربانی که حدود نیم متر از زمین ارتفاع داشت را تخریب کرده و زمین را اصطلاحا صاف کردند و روی آن را کاشی کشیدند.
اما پس از اعتراض علما و مردم قیور قم شاهد این بودیم که یک گلدان به نشانه احترام در سرمزار ایشان قرار گرفت اما با اعتراض بیشتر مردم مواجه گشتند که سپس گلدان رابرداشته اند و مزار را به شکل دیگر که آن هدف زیبا سازی  را بدتر از قبل نمود .

خودتان از این همه اقدامات بدون اندیشه و بی تدبیری خسته نگشته اید در این استان .

 

 

 

انشالله درسی شده باشد برای مسئولین استان ودیگر در شهرقم شاهد این چنین هتک حرمت و بی تدبیری های مسئولین نباشیم.

 





نوع مطلب : دل نوشته، مذهبی، فرهنگی، سیاسی، 
برچسب ها : هتک حرمت خدمتکاران استان، دست گل خدمتکاران جدید استان قم، عالم بزرگوار مرحوم میرزا حسن کاشفی لاهیجی، رجوع به مرحوم حضرت آیت الله مرعشی نجفی - نسابه بزرگ عالم اسلام- نسب این عالم ربانی توسط معظم له تعیین و تایید گردید.، عمل زشت کارگران شهرداری استان قم ننگ آور شد، دست گل خدمتکاران جدید استان قم ننگ آور شد!،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 فروردین 1393

با گذشت 4 سال از حماسه مردمی 9 دی، عده ای از حامیان فتنه 88، تلاش های گسترده ای را برای فراموشی جنایات خود به کار بسته اند.

 حامیان فتنه در ماه های اخیر تلاش کرده اند تا با سوءاستفاده از پیروزی روحانی در انتخابات اخیر، تمامی جنایات و خیانت های خود در سال 88 را به فراموشی بسپارند غافل از اینکه حجم خیانت های آنان به اندازه ای بود که هرگز نمی توان آن را از صفحات تاریخ پاک کرد.

همین حامیان فتنه، در روزهای اخیر نیز تمامی تلاش خود را برای کم اهمیت جلوه دادن حماسه مردمی 9 دی به کار بسته اند تا جایی که بر اساس اخبار منتشرشده، رسانه های متعلق به این جریان قصد دارند در حرکتی هماهنگ، تا حد ممکن حماسه مردمی 9 دی را کمرنگ جلوه دهند.

مقام معظم رهبری ششم مرداد ۹۲ در دیدار با دانشجویان در پاسخ به سوال یک دانشجو با اشاره به حوادث سال 88 فرمودند: «من خواهش می‌کنم اگر چنانچه مسائل سال ۸۸ را مطرح می‌کنید، مسئله‌ اصلى و عمده را در این قضایا مورد نظر و در مدّ نگاه‌تان قرار دهید؛ آن مسئله‌ اصلى این است که یک جماعتى در مقابل جریان قانونى کشور، به شکل غیر قانونى و به شکل غیر نجیبانه ایستادگى کردند و به کشور لطمه و ضربه وارد کردند؛ این را چرا فراموش می‌کنید؟... در انتخابات سال ۸۸، آن کسانى که فکر می‌‍کردند در انتخابات تقلب شده، چرا براى مواجهه با تقلب، اردوکشى خیابانى کردند؟ چرا این را جواب نمی‌دهند؟ صد بار ما سؤال کردیم؛ نه در مجامع عمومى، نخیر، به شکلى که قابل جواب دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهى نمی‌کنند؟ در جلسات خصوصى می‌گویند ما اعتراف می‌کنیم که تقلب اتفاق نیفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نیفتاده بود، چرا کشور را دچار این ضایعات کردید؟ چرا براى کشور هزینه درست کردید؟ اگر خداى متعال به این ملت کمک نمی‌کرد، گروه‌هاى مردم به جان هم مى‌افتادند، می دانید چه اتفاقى مى‌افتاد؟ مى‌بینید امروز در کشورهاى منطقه، آن‌ جاهایی که گروه‌هاى مردم مقابل هم قرار می‌گیرند، چه اتفاقى دارد مى‌افتد؟ کشور را لب یک چنین پرتگاهى بردند؛ خداوند نگذاشت، ملت هم بصیرت به‌خرج دادند. در قضایاى سال ۸۸، این مسئله اصلى است.»

با این وجود عده ای از فتنه گران نه تنها حاضر به پذیرش خیانت های خود و عذرخواهی از مردم نیستند، سطح این خیانت ها را نیز تا حد یک سوء تفاهم پایین آورده اند!

شاید مرور تصاویر تکان دهنده و تلخ زیر کمی از ابعاد این سوءتفاهم را برای آنها یادآوری کند!


































































 
 

 
و انشاالله به دار افتادن اولی و دومی و سومی و رسیدن به جزای اعمال خود
 
 
 
 
 
 
 
 
و در نهایت آقا جان آماده ایم تا شهادت
 
 
 


 دهه بصیرت گرامی باد 

 





نوع مطلب : دوران آخر الزمان و ...، دل نوشته، محرم وفلسفه قیام عاشورا، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 دی 1392

 

سلام

دیشب جاتون خالی با بچه های پایگاه و صالحین رفته بودیم شب شهادت امام رضا (علیه السلام)حرم  حضرت  معصومه  که خیلی خیلی بیاد موندنی بود و در راه برگشت

برادر عزیزم مسعود اقبالیون ابتکاری به خرج داد

و یهو وسط فلکه معلم گفت :بچه ها!وایسید!آدم برفی بسازیم دیدم یه مشت برف رو 10 20 باری روی زمین چرخوند تا بزرگ شد وبزرگ شد اندازه همین که تو ع

 

 

کس زیر می بینید البته همه مردم که مارا می دیدند بسیار می خندیدند انگار تا حال آدم برفی ندیدند.

جاتون خالی یه سری هم به برادر تقوایی و دانشی و... در پایگاه شهید چمران زدیم .

 

 

17725161190553778938.jpg

 
 
 
 
وچند عکس یادگاری از قدیم
 
 
 
 
 s39265_IMG_2018.jpg
 
 83203807105979079521.jpg
 
25472517613496375241.jpg 
 
 
التماس دعا
 





نوع مطلب : شجره طیبه صالحین، دل نوشته، خاطرات من و پایگاه ما، 
برچسب ها : شب برفی، برادر عزیزم مسعود اقبالیون ابتکاری به خرج داد، دیشب جاتون خالی با بچه های پایگاه و صالحین رفته بودیم شب شهادت امام رضا (علیه السلام)حرم حضرت معصومه، برفی ترین شب، وسط فلکه معلم، انگار تا حال آدم برفی ندیدند.، پایگاه شهید چمران،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 دی 1392
دل نوشته ای از همسنگر شهدا:
رگبار مصائب دنیا بر مادرمان مرا به توصیف ثانیه های دل خراشی موج می دهد چه بسا کم می شود، صبر وطاقت شیعه اجازه توصیف آنهارا به ما بدهد.رگباری که دل مادرمان را به تپش های تند وتیزی سوق داد.
او یگانه کسی بود که افتخار شناخت ودرک شیر مرد میدان جنگ راکسب نمود.
آری او تنها توانست غم خوار علی باشد. که به سبب آن طوفان سهمگینی بر قلب مادرمان نشانده شد.
آن طوفانی که شعله آتشی را در دل شیعیان جهان فروزان کرد.که هرگز این شعله خاموش نخواهد شد.
چه بساروزبه روز که می گذردشعله ورترخواهد شد.مادرم شعله دل مااز آتش بردرخانه علی انرژی می گیرد.
کوچه های مدینه نمایان گر مصائب تو خواهند بود.اگر چه قطره ای از دریای مصائبند!
مادرم یا زهرا اگر در آخرت شفیع من هم نشدی اشکالی ندارد ولی به من بگو که دردپهلوی شما و....
درمان یافت.
می دانم امروز آقا مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) اشک خون غربت مادر درچشم هایش حلقه می زند.
یابن الحسن آقای ما مصیبت مادر تنها با عرض تسلیت تمام نخواهد شد.....



شهادت مادر شیعیان را به تمام شیعان جهان تسلیت عرض می نماییم.
التماس دعا





نوع مطلب : دل نوشته، مذهبی، فرهنگی، 
برچسب ها : آقامون عزادار شد، دل نوشته فاطمییه، درد پهلوی مادر ما، شهادت مادر شیعیان را به تمام شیعان جهان تسلیت عرض می نماییم.، دل نوشته ای از همسنگر شهدا:، اشک خون غربت مادر درچشم هایش حلقه می زند، شعله دل مااز آتش بردرخانه علی انرژی می گیرد.،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 فروردین 1392
 

                                      بسم رب الشهدا

پیش پای شما چندی پیش رفتیم همان جایی که امام برحقمان سید علی خامنه ای قطعه ای از بهشت پنداشتند و عید دیدنی شهدا و تصمیم برای نوشتن یک دل نوشته را گرفتم :

آمدنم تپش آور بود،اقیانوس دلم پراز تلاطم شد ،لحظه ای که در کانال کمیل با پروانگانم دلم شوق پرواز می گیرد

دگر اقیانوس دلم تکبر می کند که آرام شده است آری آرام ،آرام تراز همیشه

دگر فکر دنیا اقیانوس دلم را موج آور نخواهد کرد

آنگاه که خورشید فتح المبین طلوع کرد احساسم مرابه آرامش دعوت کرد

وآنگاه که خورشید طلائیه غروب کرد احساسم مرا به طوفانی سهمگین دعوت کرد

سهمگینی دلم از پرکشیدن آنها موج می گرفت و میدان مغناطیسی دلم دگر خاصیتی برای پرواز نداشت.

آنها خسته بودن خسته دنیایی پرجنب جوش ولی دگر خسته نیستند ،خیلی آرام پرکشیدن و پروانه شدن

التماس دعا





نوع مطلب : دل نوشته، فرهنگی، خاطرات من و پایگاه ما، 
برچسب ها : شهدا مظهر شرافت و مردانگی، عید دیدنی ما؟، آمدنم تپش آور بود، شلمچه، فکه، طلائیه، کانال کمیل،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 فروردین 1392

الهی ، اگر این طفل تا زمانی که او را به طبیب می رسانیم خطر جانی برایش حادث نشود انشاالله در آینده خدمت گزار بندگان تو شود:
و دعای مادر بر بالین فرزند بیمارش مستجاب شد و رضا خدمتگزاری صدیق برای مردم و جامعه گردید.

 

حبیب اللهی

حبیب اللهی

حبیب اللهی

در صورت تمایل به خواندن مابقی خاطرات به ادامه مطلب رجوع کنید..........



ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، مذهبی، فرهنگی، 
برچسب ها : خاطرات سردار حاج رضا حبیب الهی، خاطرات سردار شهید حاج رضا حبیب الهی، و دعای مادر بر بالین فرزند بیمارش مستجاب شد و رضا خدمتگزاری صدیق برای مردم و جامعه گردید.،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 14 دی 1391

 

بسم رب الشهدا

جا شما خالی دیروز بود که از اردوی راهیان نور غرب برگشتم. این اردو از طرف هیئت محبین اهلبیت قم با حضور حجت الاسلام والمسلمین حاج احمد پناهیان متولی هیئت برگزار شد که حاجی با تمام تواضع ارتباط صمیمیی را با بچه های هیئت برقرار کرده بود کادر اجرایی  این اردو خود بچه های هیئت بودند افراد اردو از شهرهای قم ،اسلامشهر، اراک،خراسان و......بودند که  واقعا بچه های خیلی خیلی باصفایی بودند .از خاطرات این اردو اگه بخواهم بگوییم این بود که هنگامی که به  شهر کردستان  رسیدیم با مردمانی بسیار بسیار مهربان  آشنا شدیم وقتی  با آنها صحبت می کردیم و رفتار آنها را می دیدیم واقعا مهمان نوازی ،اخلاص،سخت کوشی و... را ازشون یاد می گرفتیم .وقتی به خطه مریوان رسیدم دلمان گرفت به عشق شهدا، آخه آخرین منطقه ی بود که می رفتیم که انگاری فازمون بافاز شهدا و اهلبیت وصل شده بود.هرکه اون جا یه هالی داشت دیگه  همه منتظر صدای گرم حاجی  بودند حاجی هم که دید دلا آماده است از همون اول شروع  کرد به سینه زنی  که بانوای یاحسین دل بچه هارا برد کربلا جاتون خالی  عجب منطقه ی با صفایی بود بعد از لبیک یا حسین حاجی ،راویان شروع به روایت  گری از شهدا کردند که رسیدبه جایی که خاطره ای از اسارت خودشون برامون گفتند که به این شرح بود حاج آقا معصومی که  این خاطره را نقل نمی کرد و از تجربه زندگی خودش بوده ،می گفت در زمان اسارت در عراق هر چی  میمدند از بچه ها حرف بکشند بچه ها لام تا کام حرفی  را نمی زدند اون نامردها هم بچه های مار با  سیلی زدن ها تا آب دهن اندختن هابه تو صورت و شلاق زدن ها آشنا کرده بودند دست بردار ماهم نبودند بچه دیگه این شکنچه ها براشون عادی شده بود تا اینکه روزی رسید ،که از مرکز فرماندهی به بچه  ها خبر رسید که بچه ها، کربلای حضرت زینب می خواد تکرار بشه می دونید میخوان  چه کار کنند می خوان برند خانواده های شما را  بیارند اینجا وجلوی دید آنها شما را کتک بزنند حاجی میگفت تا این کلام به گوشه بچه های ما رسید بچه ها دیگه نمی دونستند چیکار کنند انگاری دیگه داشتنتد دیوانه می شدند پیش خودشون میگفتند خدایا همه جورشو بودیم اما این دیگه چه جورش است و...بگردم برا اون خواهر و برادری که تو صحرای  کربلا همه  کس شون ازدست داده بودند وکسی نبود به.....

خلاصه اردویی بود که شهدا میزبان آن بودندو خودشون دعوتنامه را میفرستادند وخودشون همه چیز را ردیف می کردند که از شهدا میخوام که بازم برای این بنده حقیر دعوتنامه را بفرستند.

 

1_khoramshahr13.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

انشالله قسمتتان بشود که برید به خطه های از بهشت شهدا

 

التماس دعا





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : خاطره ای از بهشت شهدا، راهیان نور غرب، هیئت محبین اهلبیت راهیان نور غرب، راویان فتح، خاطره ای از راهیان فتح، خطه کردستان وراهیان نور، اردوی که بوی شهادت را در خود می بیند وهرساله از طرف هیئت محبین اهلبیت اجرا می شود ودعوتکننده آن شهدا یند،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 28 شهریور 1391


( کل صفحات : 2 )    1   2   


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
اوقات شرعی

���� ��� ������ ����� ��
روزشمار فاطمیه<