تبلیغات
 آخرین سردارعشق (پایگاه شهید سید مصطفی خمینی -قم) - مطالب ابر دل نوشته
 آخرین سردارعشق (پایگاه شهید سید مصطفی خمینی -قم)
 ذکر تعجیل فرج رمز نجات بخش بشر است ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


آه می کشم تو را , با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا , ای کرامت بهار

در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند
کاروانی از شهید , کاروانی از بهار

ای بهار مهربان , در مسیر کاروان
گل بپاش و گل بپاش , گل بکار و گل بکار

بر سرم نمی کشی , دست مهر اگر , مکش
تشنه محبتند , لاله های داغ دار

دسته دسته گم شدند , مهره های بی نشان
تشنه تشنه سوختند , نخل های روزه دار

می رسد بهار و من , بی شکوفه ام هنوز
آفتاب من , بتاب ! مهربان من , ببار !

خداحافظ ای بی پلاک

مدیر وبلاگ :سجاد دباغیان
مطالب اخیر
نظرسنجی
شما چگونه به یاد آقا امام زمان هستید؟











برچسبها

                                   بسم رب الشهدا

نامی که هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم.
سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت.
مادر گرامی و همسر مهربانم پدر و برادران عزیزم!
درود خدا بر شما باد که هرگز مانع حرکتم در راه خدا نشدید.چقدر شماها صبورید.خودتان می دانید که من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم غنچه هایی که(کبوترانی که)همیشه در حال پرواز به سوی ملکوت اعلایند.الگو و اسوه هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی)و نزدیکی با خدای چرا که ان الله اشتری من المومنین.
من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را د قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه که از خدا بازم می دارد متنفرم(هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن)
در طول جنگ برادرانی که در عملیات شهید می شدند از قبل سیمایشان روحانی و نورانی می شد و هر بی طرفی احساس می کرد که نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است.
عزیزانم!این بار دوم است که وصیت نامه می نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است که هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.
از شروع انقلاب در این راه افتادم و پس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه شهرضا (قمشه)و سمیرم سپس شرکت در خوزستان و جریان کروهک ها در خرمشهر پس از آن سفر به سیستان و بلوچستان (چابهار و کنارک)و بعدا حرکت به طرف کردستان دقیقا دو سال در کردستان هستم .مثل این است که دیگر جنگ با من عجین شده است.
خداوند تا کنون لطف زیادی به این سراپا گنه کرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم کرده است.اکنون من می روم با دنیایی انتظار انتظار وصال و رسیدن به معشوق.ای عزیزان من توجه کنید:
1-اگر خداوند فرزندی نصیبم کرد با اینکه نتوانستم در طول دورانی که همسر انتخاب کردم حتی یک هفته خانه باشم دلم می خواهد او را علی وار تربیت کنید.
همسرم انسان فوق العاده ایست او صبور است و به زینب عشق می ورزد او از تربیت کردن صحیح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پیدا کرده است .اگر پسر به دنیا آورد اسم او را مهدی و اگر دختر به دنیا آورد اسم او را مریم بگذارید.چون همسرم از این اسم خوشش می آید.
2-امام مظهر صفا پاکی و خلوص و دریایی از معرفت است .فرامین او را مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشدزیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.
3-هر چه پول دارم اول بدهی مکه مرا به پیگیری سپاه تهران (ستاد مرکزی)بدهید و بقیه را همسرم هر طور خواست خرج کند.
4-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش پیگیر مسلما نصر خدا شامل حال مومنین است.
5-از مادر و همه فامیل و همسرم اگر به خاطر من بی تابی کنند راضی نیستم.مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید.
حقیر حاج همت

 

 

        البته هرگز فراموش نخواهیم کرد که ما عکس شهدا را می بینیم اما عکس آن عمل می کنیم        

                                                                التماس دعا....                                           

                                                                یاعلی مدد ...                                           

 





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : شهید، شهید همت، شهید حاج ابراهیم همت، حاج ابراهیم، وصیت نامه، وصیت، وصیت نامه حاج ابراهیم، 10000وصیت نامه شهید، دل نوشته، دل نوشته شهید همت، تصاویر شهید همت، تصاویر، یاد شهیدان،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 دی 1390

سلام علیکم دوستان عزیز دوست داشتم مدیون شهدا نشم که نشد وحالا دلم سوخت و پست اول وبلاگم را همیشه با بو ی نشاط و صفای لباس خاکی ها همون هایی ، که بودند غرق پاکی ها آغاز می کنم....

لبخند بر لبش بود

صبح با قایق جلو رفت و مدام خودش را نفرین میکرد.

به کنار اسکله رسید؛ بدنش لرزید.

بچه‌ها روی میله‌های تیز خورشیدی دراز کشیده بودند

و خونابه زیر شکم‌هایشان اطراف میله‌های خورشیدی را سرخ کرده بود.

این‌ها بچه‌های گردان غواص بودند که خورشیدی‌ها را بغل کرده بودند

تا پیکرشان بر روی آب شناور نشود و کمین دشمن متوجه حضور نیروها نشود.

اشک در چشمانش حلقه زد؛ یکی از آنها را می‌شناخت.

به زحمت انگشتان او را از لای خورشیدی بیرون کشید

نمی‌دانست گریه کند، داد بکشد!

فقط سرش را به سر او نزدیک کرد

هنوز لبخند بر لبش بود... 

 

یاعلی مدد

التماس دعا ...





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : دل نوشته، شهیدان، وصیت نامه، شهید زنده است، لباس خاکی ها، غرق پاکی ها،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 دی 1390





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
اوقات شرعی

���� ��� ������ ����� ��
روزشمار فاطمیه<