تبلیغات
 آخرین سردارعشق (پایگاه شهید سید مصطفی خمینی -قم) - مطالب ابر شهید زنده است
 آخرین سردارعشق (پایگاه شهید سید مصطفی خمینی -قم)
 ذکر تعجیل فرج رمز نجات بخش بشر است ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


آه می کشم تو را , با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا , ای کرامت بهار

در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند
کاروانی از شهید , کاروانی از بهار

ای بهار مهربان , در مسیر کاروان
گل بپاش و گل بپاش , گل بکار و گل بکار

بر سرم نمی کشی , دست مهر اگر , مکش
تشنه محبتند , لاله های داغ دار

دسته دسته گم شدند , مهره های بی نشان
تشنه تشنه سوختند , نخل های روزه دار

می رسد بهار و من , بی شکوفه ام هنوز
آفتاب من , بتاب ! مهربان من , ببار !

خداحافظ ای بی پلاک

مدیر وبلاگ :سجاد دباغیان
مطالب اخیر
نظرسنجی
شما چگونه به یاد آقا امام زمان هستید؟











برچسبها

 

سردار سیدمحمد باقرزاده رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در نشست خبری در مشهد ضمن بیان این مطلب افزود: پیكر 9 شهید گمنام نیز به همراه پیكر این شهید پیدا شده است.
پیكر سردار شهید عبدالحسین برونسی، فرمانده تیپ جوادالائمه كه در شرق دجله در عملیات بدر در اسفندماه سال 63 به شهادت رسیده بود، پیدا شد.


به گزارش ایسنا، سردار سیدمحمد باقرزاده رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در نشست خبری در مشهد ضمن بیان این مطلب افزود: پیكر 9 شهید گمنام نیز به همراه پیكر این شهید پیدا شده است.

وی خاطرنشان كرد: پلاك، لباس پاسداری، بخشی از صفحات قرآن و بادگیر شهید برونسی از اجزایی است كه پیدا شده است.

وی افزود: پیكر شهید در شب شهادت حضرت فاطمه (س) پیدا شده و در یكی از شب‌های دهه دوم در قطعه سرداران شهید بهشت رضای مشهد دفن خواهد شد.

به گفته باقرزاده، از 9 شهید گمنام نیز دو نفر در دانشگاه فردوسی، دو نفر در درگز، دو نفر در خاف، دو نفر در سلطان‌آباد، یك نفر در دانشگاه علوم پزشكی بجنورد و یك نفر در دانشگاه بیرجند دفن خواهد شد.

شهید برونسی در سال ۱۳۲۱ در روستای «گلبوی کدکن»، از توابع تربت حیدریه، قدم به عرصه هستی نهاد. نام زیبنده اش گویی از لحظه هایی نشأت می گرفت که در فرمایش « الست بربکم»، مردانه و بی هیچ نفاقی، ندا در داد:«بلی»؛ عبدالحسین.

روحیه ستیزه جویی با کفر و طاغوت، از همان اوان کودکی با جانش عجین می گردد؛ کما این که در کلاس چهارم دبستان، به خاطر بیزاری از عمل معلمی طاغوتی، و فضای نامناسب درس و تحصیل، مدرسه را رها می کند.

در سال ۱۳۴۱ به خدمت زیر پرچم احضار می شود که به جرم پایبندی به اعتقادات اصیل دینی، از همان ابتدا، مورد اهانت و آزار افسران و نظامیان طاغوتی قرار می گیرد.

سال ۱۳۴۷ سال ازدواج اوست. برای این مهم، خانواده ای مذهبی و روحانی را انتخاب می نماید و همین، سرآغاز دیگری می شود برای انسجام مبارزات بی وقفه او با نظام طاغوتی حاکم بر کشور؛ همین سال، اعتراضات او به برخی خدعه های رژیم پهلوی ( مثل اصلاحات ارضی)، به اوج خود می رسد که در نهایت، به رفتن او و خانواده اش به شهر مقدس مشهد و سکونت در آنجا می انجامد، که این نیز فصل نوینی را در زندگی او رقم می زند.

پس از چندی، با هدفی مقدس، به کار سخت و طاقت فرسای بنایی روی می آورد و رفته رفته، در کنار کار، مشغول خواندن دروس حوزه نیز می شود. بعدها به علت شدت یافتن مبارزات ضد طاغوتی اش و زندان رفتنهای پی در پی و شکنجه های وحشیانه ساواک، و نیز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و ورود او در گروه ضربت سپاه پاسداران، از این مهم باز می ماند.

با شروع جنگ تحمیلی، در اولین روزهای جنگ، به جبهه روی می آورد که این دوران، برگ زرین دیگری می شود در تاریخ زندگی او.

به خاطر لیاقت و رشادتی که از خود نشان می دهد، مسئولیت های مختلفی را برعهده او می گذارند که آخرین مسئولیت او، فرماندهی تیپ هجده جوادالائمه (سلام الله علیه) است، که قبل از عملیات خیبر، عهده دار آن می شود.

با همین عنوان، در عملیات بدر، در حالی که شکوه ایثار و فداکاری را به سر حد خود می رساند، مرثیه سرخ شهادت را نجوا می کند.

تاریخ شهادت این سردار افتخار آفرین، ۲۳ اسفندماه ۱۳۶۳ می باشد که جنازه مطهرش، مفقودالأثر می شود.
زارش تصویری از مراسم تشییع پیکر شهید عبدالحسین برونسی

و دو شهید گمنام در مشهد مقدس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

التماس دعا

.

.

.

 زمانه بر سر جنگ است     یا علی مدد



ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : سردار شهید عبدالحسین برونسی، شهید برونسی، مشهد وشهید برونسی، شهید زنده است،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 دی 1390

سلام علیکم دوستان عزیز دوست داشتم مدیون شهدا نشم که نشد وحالا دلم سوخت و پست اول وبلاگم را همیشه با بو ی نشاط و صفای لباس خاکی ها همون هایی ، که بودند غرق پاکی ها آغاز می کنم....

لبخند بر لبش بود

صبح با قایق جلو رفت و مدام خودش را نفرین میکرد.

به کنار اسکله رسید؛ بدنش لرزید.

بچه‌ها روی میله‌های تیز خورشیدی دراز کشیده بودند

و خونابه زیر شکم‌هایشان اطراف میله‌های خورشیدی را سرخ کرده بود.

این‌ها بچه‌های گردان غواص بودند که خورشیدی‌ها را بغل کرده بودند

تا پیکرشان بر روی آب شناور نشود و کمین دشمن متوجه حضور نیروها نشود.

اشک در چشمانش حلقه زد؛ یکی از آنها را می‌شناخت.

به زحمت انگشتان او را از لای خورشیدی بیرون کشید

نمی‌دانست گریه کند، داد بکشد!

فقط سرش را به سر او نزدیک کرد

هنوز لبخند بر لبش بود... 

 

یاعلی مدد

التماس دعا ...





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : دل نوشته، شهیدان، وصیت نامه، شهید زنده است، لباس خاکی ها، غرق پاکی ها،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 دی 1390





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
اوقات شرعی

���� ��� ������ ����� ��
روزشمار فاطمیه<